بایگانی برای دسته 'شعر و ادبیات'
سکوت بر لب ما مانده بود یا طاعون
که سر به بَرد زمین داد شاخه زیتون
خمود سرد زمستان، دروغ، صلح جهان
خموش موسیِ عمران و زنده شد قارون
علیک “آجرک الله یا رسول الله”
غزّه در خون است
کودکان می میرند،
زنان قربانی،
غول وحشی صهیون شاد است، شاد از این خون آشامی،
او به چه می اندیشد، جز به خون ریزی،
و جهان ساکت!
گاه میاندیشم به سکوت آدمها در قبال ظلمها!
به گریه باران بر زمین و فقط گریه باران!
به نگاه معصوم کودکی مرده در آغوش مادری زیرآوار مانده!
می اندیشم و گاه به یاد می آورم
که انسان را چه شده است که این گونه خاموش مانده؟!
و هیچگاه فراموش نمیکنم…
می دانم که «بیتالمقدس فقط یک مکان جغرافیایی نیست و همهچیز آن حتی در هویت تاریخیاش نیز خلاصه نمیشود؛ نشانهای است از عالم قدس، رازی است که با جان و دل مسلمانان و اعماق روح آنان پیوند دارد». روزنهی اتصال آسمان و زمین است و تاریخش همیشه نشان داده است که ابدیت در آنجا جاری است. آنجایی که تمام پیامبران الهی در آن نماز گذارده باشند و پیامبر اسلام از آنجا به ملاقات خداوند رفته باشد، بی شک تنها دیار مقدسی است که خود معیار حق خواهد بود از باطل؛ و تاریخ گذشته و امروز آن به خوبی نمایانده است که لشگریان شیطان با تمام قوای پوشالی خود تنها چند صباحی می توانند به دروغ مدعی تسلط بر آن باشند.



